-
آیاما؟
چهارشنبه 11 آذر 1388 02:13
ارتش امریکا با سلاح های فوق مدرن و پیشرفته سی سال است در انتظار موقعیت و بهانه ی لازم برای هجوم به ایران است و این حمله دلایل خاص خود را دارد ... اما آیا مردم ایران ودولتمردانش با اتخاذ تصمیم های نسنجیده و سیاست گری های ناشیانه این فرصت و بهانه را به آنها خواهند داد و مانند صدام حسین و یارانش در دام حیله های حریف...
-
باران اول
سهشنبه 10 آذر 1388 02:34
... و باران آمد ... اینجا ... با موی پریشان و لبخند درخشانش زمین لغزید عطر ناب باران در تن و جانش طبیعت نیزچون ما گشت خرسند ازشروع بار و احسانش...
-
دولت بیل مکانیکی
دوشنبه 2 آذر 1388 01:52
برمن که صراحی زدن وخرقه حرامست ای مجلسیان !! راه خرابات کدامست... قراربود نفت را برسرسفره ی مردم بیاورند نه اینکه نانشان را از سفره بگیرند ونفتی کنند هرچند کیست که نداند قرارهای این سی ساله همه با باد آمده و از یاد رفته اند و ولی نعمتان مانده اند و بند تمبان شان... که آن درون تمبانشان نیز اخیرا از دست تطاول در امان...
-
یادآوری۲
سهشنبه 26 آبان 1388 02:57
۱۹آذرماه۱۳۸۸مصادف باشصت ویکمین سالروز تصویب اعلامیه جهانی حقوق بشر است... اعلامیه یی که ۶۱سال از تصویب آن میگذرد .. اما در بعضی از کشورها که انگار در کره ی زمین نیستند خبری از آن نیست. شاید بعد گذشت ۹۹سال از تصویب آن بلاخره مجبور به پذیرش آن ذر حق مردم خود شوند. در روزدهم دسامبر ۱۹۴۸(نوزدهم آذر ۱۳۲۷) مجمع عمومی سازمان...
-
مناوات
یکشنبه 17 آبان 1388 00:08
وقتی تا دنیا دنیان لنگن خر مساوات بیچه بتاسیم از حرص ما که مونین موناوات ایی چهمواچهم سیرئون تیر وا دل فخیرئون چاره ی کار قناعتن نه کوت و نه کراوات ما که اسیر دردیم واغصه توو نبردیم بایه وافکرهم بشیم واشوورهم بگردیم زمون رنگ و نارون نامردمی رواجن هر شیخی بیخو شاهن مندیل واجای تاجن ایی فصل باج و احتیاج وقت دروغ و کینه...
-
دو شعر از فرمانده چه گوارا
سهشنبه 12 آبان 1388 03:45
شادی و امید به یاد می آورم امید به آینده اندوهِ آدمی را می شویَد. همه چیز در حالِ تکامل است، قاعده قصه همین است حلاوت حیات وُ ترانه هستی همین است. به یاد می آورم انگار همین دیروز بود آسمانِ هاوانا آبی بود برای کارگران از رهاییِ دربندماندگان سخن می گفتم. حالا اینجا باران از سفر بازمانده زمین، شُسته شوق، کامل دامنه ها،...
-
جهت یاد آوری
دوشنبه 11 آبان 1388 01:57
منشور جهانی حقوق بشر کوروش کبیر بخشی از منشور جهانی حقوق بشر کوروش کبیر شاه شاهان ایران این سرزمین جاوید اینک من به یاری مزدا تاج سلطنت را بر سر نهادم اعلام میکنم که تاروز ی که زنده ام و مزدا توفیق سلطنت به من بدهد به دین و آداب و رسوم ملتهایی را که من پادشاه آنها هستم محترم خواهم شمرد ونخواهم گذاشت که حکام و زیر...
-
عزادار
جمعه 8 آبان 1388 16:13
شب جزئی از روز است اما سیه پوشیده از فقدان خورشید با دامنی خیس از ستاره ..
-
ذهن پونه
چهارشنبه 6 آبان 1388 07:55
آه از چکیدن اشک بر ارغوان گونه وای از خزیدن شک در ذهن زرد پونه آه از سکوت جنگل آه از هجوم پائیز وای از سقوط بهمن بر حجم سبز جالیز ...
-
غمنامه
شنبه 2 آبان 1388 02:09
چه روزهایی است این روزها می نویسم برای اینکه رها شوم به یاد روزهایی که برای رهایی می نوشتم چیزی از درون می خورد مرا آری همان خرچنگ کذایی ، همان لعنتی چه تلخ است این روزهای پیش از باران چه احساس تلخی دارم توان نوشتن را از دست داده ام چه برسد به سرودن آن شور وجذبه آن حال و هوا کی بر خواهد گشت نمی دانم... اگرشعر مرا در...
-
پرتره
چهارشنبه 22 مهر 1388 05:54
بید بود و باد و شبی بس تاریک که سکوت از همه سو میبارید. چانه ها در جنبش چشمها در آغیل و ظریفی دژکام زیر لب می غرید.. - درک ما همچون پر ادراک اردک ها تر است.. و کسی می نالید - که گزاف است و گزاک این سخنش. ما در اندیشه وری عمر به آخر کردیم ! ما به ذوق هنری گوش جهان کر کردیم! ................. (ازکتاب: آینه در مشت- سروده...
-
(یک)
سهشنبه 14 مهر 1388 03:00
در خار زار غربت و درد ، آواز در منقار زندانی ست در اندراس آرمان وعشق، آرایش خورشید زیبانیست از ناگهان وحشت و خفت ، تا لاعلاج احتیاج و باج گاه جدال دال و دالبوز ، آئینه را شوق تماشا نیست هرگز نمی آساید این دل ، شب سایه سنگین است و بی مهر تا بی کران را مه گرفته ، رنگین کمان عشق پیدا نیست در ناگزیر اشک و تبلرز ، مهتاب...
-
هدایا
شنبه 11 مهر 1388 03:32
اندوهگین و تکیده با باد می وزید چشم در برج و پای در شنزار باجعبه ئی شیرینی دسته ئی گل و چندین بسته سیگار. هر کس به سهم خود خشنود خواهد بود زنبیل سوغاتی پر است این بار این سرباز آن سروان و مرد سرنهاده به زانوی خسته از دیوار... (از کتاب آینه در مشت)سروده سالهای : ۶۵-۷۲
-
به رقص آور
یکشنبه 5 مهر 1388 04:30
در من به شعری ، ریشه کن در من به آوازی بر آ در من به وجد آور به شوق و فر ذرات پیدا و نهان را. در من بپاکن شورشی جان را بیاکن از خوشی در من به آهنگی ، به رقص آور جهان را ...
-
و نفهمید ...
شنبه 4 مهر 1388 03:13
... و باغ را فرمان راندند: تو باید بخشکی. بخشک! جوانه اما سرخوش تر از آن بود که فرمان را دریابد. ناگاه غریوی برآمد: چمن ، لجن، قورباغه! مااااا کودتااااا کرده ایم! و او نمی خواست بفهمد ... و نفهمید ... تا سبز شد سرخ. ۲۵/۳/۸۸
-
سایه ها
چهارشنبه 1 مهر 1388 03:14
سایه ها در حضور خورشید خودنمائی می کنند و در غیاب خورشید حاکمان مطلق شب و خواستاران تاریکی مطلق اند ..
-
خدای خشنود
سهشنبه 31 شهریور 1388 03:13
شاعران نرگسان احساس اند و زنان شکوفه های یاس جهان معطر خدای خشنود انسان خرسند و پلیدی در بند.
-
عیدت مبارک
یکشنبه 29 شهریور 1388 05:14
... آمدن عید مبارک بادت ...
-
گرگ ها خوب میدانند...
پنجشنبه 26 شهریور 1388 17:59
گرگ ها .. خوب می دانند .. چه بخوانند .. که بمانند .. هنوز ...
-
قابی ابدی
چهارشنبه 25 شهریور 1388 07:49
مرگ را بی محل بگذار من زندگی را بر زین اسبی سفید دیدم با سم های طلائی و یال افشانش. من زندگی را در کوچه های دلگشا دیدم پری وار در پوششی از حریر سبز با لبخندی درخشان که چیزی فراتر از دندان های سفید و لبهای ارغوانی بود با چشمکی که جوانی من وجهان پیرامونم را در قابی ابدی گرفت..
-
بر بوریای بیم
سهشنبه 24 شهریور 1388 06:56
تو سفید بخت ترین ، مرد زمینی بی شک که با خدا و خورشید رابطه داری. و من ماندلائی اسیر تنها و ناگزیر در رودآیلند قهر تو ناچار و دچار تلخکام و کریم بنشسته پرامید بر بوریای بیم به فروخوردن خشم خویش از بغض تو.. تو اما مومن به سیادت خود برتخت برتری همنوعان عبوست نشسته یی بی مروت ، بی مدارا ، ازخویش خرسند و من دربند ، پربسته...
-
پتک پوتین
شنبه 21 شهریور 1388 03:07
# پتک پوتین # درمحیط اطلسی سیاست آری استالین مرد پولادین نماد جنایات ایدئولوژیک کار را به اعلا درجه رساند و به تاریخ پیوست.. چکش عدالت را به جای راستکاری سرمایه مداری برفرق مخالفان فرود آورد و داس سوسیالیسم را به جای دروکردن هرزه گی های سرمایه داری به درویدن حلقوم دیگراندیشان واداشت.. ایدئولوژی ماااااا... ایدئولوژی من...
-
در قفس
جمعه 20 شهریور 1388 07:44
تو هم اگر نیاندیشی تا به خودت بیایی مثل همان پرندهیی میشوی که قفسش را در سه راه پلنگ صورتی روبروی مغازهیی آویزان کردهاند و آوازهایش ترجمان بوق ماشینهاست و آژیر پلیس و جیغ آمبولانس. و صدایش بوی خط کشیهای خیابان میدهد و خط قرمز و خط فقر...
-
روزها و روزنه ها
سهشنبه 17 شهریور 1388 07:18
چشمها و گوشها روزنه های جان و دلند. و روزها پنجره های فهم مردمان عاقلند..
-
دو راهی
یکشنبه 15 شهریور 1388 23:47
از چهار راه سازمان اگر گذشتی بیاد من باش آن وقت ها که اینجا سه راه سازمان بود من مانده بودم و دو راهی سازمان و تو...
-
همیشه نایاب
شنبه 14 شهریور 1388 17:32
شب تیرهگی و ظلمت شب توفان و تگرگه شب شعلههای خاموش شب چکمههای مرگه توی هیهای تب و ترس تو صدا و من ترانه چه طلوع باشکوهی تو نسیم و من جوانه زیر شلاق شقاوت تازیانههای تزویر باز دوباره توی دلها گر میگیره بانگ تکبیر توی شب شکنجه و تب بی تو من خوار و اسیرم با تو ای همیشه نایاب باز دوباره جون میگیرم هشتم شهریور ۸۸